صنعت فولاد به دلیل تأثیر زیادی که بر توسعه صنعتی کشورها دارد و واحدهای صنعتی پاییندستی و بالا دستی بسیاری که با استقرار صنعت فولاد در یک منطقه ایجاد میگردد، صنعت مادر نامیده میشود و به همین دلیل محصولات فولادی یکی از اصلی ترین و استراتژیک ترین کالای صنعتی در جهان به حساب می آید و از همین رو میزان تولید و مصرف آن، شاخصی است برای سنجش توسعه یافتگی و پیشرفت کشورها.
مصرف سرانه فولاد در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته به سرعت توسعه و رشد اقتصادی آنان بستگی دارد. به عنوان نمونه مصرف سرانه فولاد در ایران حدود 230 کیلوگرم، در اروپا 332، در چین 570 و در آفریقا 46 کیلوگرم است.

آنچه در تمامی معادلات، تولید و مصرف فولاد را در جهان بههم میریزد تولید و مصرف فولاد چین است چرا که این کشور بیش از 50 درصد تولید فولاد جهان را به خود اختصاص داده و در همین حدود هم مصرف مینماید و با هر گونه تغییری در روند توسعه و مصرف فولاد در این کشور بازار جهانی فولاد متلاطم می گردد، کما این که شاهد بودیم در سال های گذشته که این کشور مشغول توسعه داخلی بود و رشد اقتصادی 12 درصد را تجربه می کرد بازار فولاد و مواد اولیه پر رونق و در سال جاری که رشد اقتصادی به حدود 7 درصد کاهش پیدا کرده و سیل محصولات فولادی مازاد بر نیاز داخلی این کشور روانه بازارهای جهانی شده است. البته معادلات اقتصادی جهانی و قیمت نفت نیز در این میان بی تأثیر نبوده و جمیع این عوامل آشفتگی شدیدی را در بازار این کالای اساسی طی یک سال گذشته به وجود آورده است. پیش بینی می شود کشور چین امسال بیش از یکصد میلیون تن محصولات فولادی مازاد بر مصرف خود را روانه بازار جهانی کند و از همین رو در حالی که کشورهای فاقد کارخانجات فولادسازی از ارزان فروشی چین و روسیه و اوکراین بهره می برند کشورهای تولید کننده فولاد برای حمایت از تولید کنندگان داخلی در مقابل هجمه واردات ارزان قیمت اقدام به افزایش تعرفه واردات و اجرای قوانین آنتی دامپینگ نموده اند.

بحران های مقطعی و رکوداقتصادی کشورهای مختلف طی سالهای اخیر باعث شده که تا سال 2013 از صد درصد ظرفیت نصب شده کارخانجات فولادسازی تنها 78 درصد فعال باشد و ظرفیت در حال کار،امروز به حدود 65 درصد کاهش یافته است و این کاهش تولید، بسیاری از کشورهای تولید کننده را با مشکلات اجتماعی و اقتصادی ناشی از بیکاری مواجه ساخته است.
معمولاً بحران فولادسازان در اثر افت قیمت محصولات فولادی به صورت دوره ای هر چند سال یک بار تکرار می شود و در این بین فولادسازانی که توسط کشور متبوع در مقابل واردات از حمایت لازم و منطقی بهره مند نگردند و یا نتوانند با مدیریت هزینه ها و افزایش بهره وری و کاهش قیمت تمام شده با این بحران مبارزه کنند به ورشکستگی رسیده و از چرخه تولید خارج می شوند و تجهیزات کارخانجات خود را به حراج می گذارند.
از آنجاییکه صنعت فولاد با فرصت های شغلی بی شماری که حول محور خود ایجاد می کند موتور توسعه کشور تلقی می گردد، کاهش تولید و یا تعطیلی هر کارخانه فولاد سازی تبعات اقتصادی و اجتماعی سنگینی به همراه خواهد داشت و به همین علت حتی کشورهای بزرگ صنعتی هم در مقابل هجمه واردات محصولات فولادی بی تفاوت نبوده و در جهت حمایت از تولیدکنندگان داخلی بموقع اقدام می نمایند.
فولاد در دنیا سالانه به میزان یک میلیارد و 600 میلیون تن تولید می شود که عمده ی آن در چهار نقطه متمرکز است. کشور چین با تولید بیش از 800 میلیون تن نیمی از بازار فولاد جهان را در دست دارد. با فاصله زیاد از چین، اتحادیه اروپا، آمریکا، ژاپن کشورهای روسیه و اوکراین قرار دارند که تولید آن ها بین 80 تا 130 میلیون تن است، بعد از این کشورها کره جنوبی، هندوستان، ترکیه و ایران قرار دارند. ظرفیت تولید فعلی ایران حدود 16 میلیون تن است که معادل یک درصد فولاد دنیا است. جایگاه ما بین تولیدکنندگان فولاد در سال 2013 جایگاه 15 بود که امسال به 14 رسید و با طرح های توسعه در دست اجرا تا دو سه سال آینده این رتبه احتمالا به 12 ارتقا خواهد یافت.
در سند چشم انداز افق 1404 میزان تولید فولاد 55 میلیون تن پیش بینی شده است. این عدد سه برابر ظرفیت فعلی است.
تولید جهانی تقریباً از روند خاصی به خصوص در ده سال گذشته تبعیت نموده است. میزان رشد سالانه چیزی کمتر از 10 درصد بوده است. در دو سه سال گذشته این مقدار تولید یک میلیارد و چهارصد میلیون تن بوده است که امسال در حال عبور از یک میلیارد و ششصد میلیون تن است. البته تولید فولاد و تجارت و جابجایی آن دو بحث متفاوت است که تابع یک سری از عوامل محیطی و میزان تولید و مصرف در هر منطقه است. رکود اقتصادی چند سال گذشته در آمریکا و اروپا باعث شده که کشورها علی رغم توسعه و ایجاد ظرفیت جدید نتوانند از تمامی ظرفیت ایجاد شده بطور کامل بهره برداری کنند.
جمهوری اسلامی ایران در میان کشورهای همسایه ی خود به جز ترکیه در جایگاه فولادی برتری قرار دارد. ترکیه تولید خود را با ما آغاز نموده اما ظرفیت تولید این کشور امروز به 36 میلیون تن رسیده و در چشم انداز 5 سال آینده ی خود تولید 50 میلیون تن را هدف گرفته است. ترکیه در مقایسه با کشور ما از مزیت های کمتری در مواد اولیه همچون معادن غنی سنگ آهن و انرژی برخوردار است و تولید خود را براساس آهن قراضه و مواد اولیه وارداتی تنظیم نموده است. به غیر از ترکیه، کشورهای روسیه و اوکراین در شمال کشور نیز هستند که در مجموع تولید این دو کشور بالای 100 میلیون تن است که البته کشمکش های داخلی و تحریم آمریکا ثبات رقابتی آنها را با چالش مواجه نموده است. کشور دیگر مهم منطقه در این زمینه کشور هند است که تولیدی به میزان 70 میلیون تن دارد که البته اخیراً افزایش زیاد قیمت گاز در این کشور، فولاد سازان را بخصوص در فرآیند احیا مستیم با مشکلاتی مواجه ساخته است.
با این فرض که ایران در افق 1404 جمعیتی معادل 90 تا 100 میلیون نفر با مصرف سرانه ای 300 کیلوگرم فولاد در سال خواهد داشت، نیاز مصرف داخلی ما حدوداً به 30 میلیون تن می رسد و با ظرفیت 55 میلیون تن برنامه سند چشم انداز باید برای صادرات سالانه 25 میلیون تن برنامه ریزی کرد و توسعه این صنعت را با نگاه تولید محصولات صادراتی پایه ریزی کرد.
توسعه صنعت فولاد همانند لکوموتیوی است که واگن های بیشماری را با خود به حرکت در می آورد، برای تولید 55 میلیون تن فولاد بیش از 200 میلیون تن مواد اولیه و کالا باید جابجا شود، حد اقل 150 میلیون تن سنگ آهن باید استخراج و فرآوری شود، تولید گاز و شبکه های گاز رسانی باید توسعه یابد، جاده و راه آهن بین معادن و کارخانجات فولاد سازی و مراکز مصرف و بنادر باید تقویت شود، نیروگاه های متعددی باید ساخته شود و اسکله های صادراتی در جنوب کشور نیاز است که ایجاد گردد و برای انجام همه این کارها ده سال بیشتر فرصت نیست. بنابر این، توسعه صنعت فولاد یعنی توسعه صنعتی کشور در تمام ابعاد و همه زمینه ها.